صنايع دستي و صنايع هنري

سنگ از نظر زمين‌شناسان

از ويكي‌پديا، دانشنامهٔ آزاد

(تغييرمسير از خاك رس)

 

رُس طبق تعريف انجمن مواد و آزمون آمريكا به كاني‌هاي طبيعي آگلومره شده شامل فيلوسيليكات آلومينيوم آب‌دار گفته مي‌شود كه با افزودن رطوبت كافي ويژگي‌هاي پلاستيك پيدا مي‌كنند و با خشك شدن صلب مي‌شوند.[۱]

ژل افزايش قد

 

در طبقه‌بندي خاك‌ها، رس در گروه ريزدانه قرار مي‌گيرد. ذرات رس معمولاً با اندازهٔ كوچك‌تر از ۰٫۰۰۲ ميليمتر تعريف مي‌شوند. ليكن گاهي مواقع ممكن است ذراتي با اندازهٔ ۰٫۰۰۲ تا ۰٫۰۰۵ ميليمتر نيز رس تعريف شوند. ذراتي كه بر حسب اندازه، در طبقهٔ رس‌ها قرار مي‌گيرند، لزوماً شامل كاني‌هاي رس نمي‌شوند. رس‌ها در مكانيك خاك به ذراتي اطلاق مي‌شود كه اگر با مقدار محدودي آب مخلوط شوند، خاصيت خميري از خود نشان مي‌هند. خميري بودن، خاصيت بتونه شكلي است كه رس مخلوط با آب از خود نشان مي‌دهد. بنابراين مناسب است كه ذرات خاكي كه فقط از ديدگاه اندازه در ردهٔ رس‌ها قرار مي‌گيرند (يعني اندازهٔ آن‌ها كوچكتر از ۲ ميكرون است) به جاي رس، ذرات با اندازهٔ رسي ناميده شوند.[۲]

كائولين (خاك چيني)

 

خاك چيني AL2O3. 2SIO2. NH2O از واژهٔ چيني Kao-lING (جايي در چين) گرفته شده كه با آن خاك، ظرف‌ها و پيكره‌هاي چيني مي‌ساختند. كااولي نيت AL2O3. 2SIO2. NH2O = Kaolinit، نازكي پولك‌هايش ۲۰ هزارم ميكرون ودرازاي آنها ۱۰۰ تا ۲۵۰ هزارم ميكرون است و هموزن خود آب مي‌مكد. براي يافتن اكسيد آلومينيوم، نخست آن را در گرماي ۸۰۰ درجه، خشك شيميايي مي‌كنند تا آب شيميايي آن بپرد و AL2O3. 2SIO2 آن بجا بماند. پس از آن نمك مانده را در جوهرنمك حل مي‌نمايند. كااولي نيت در گرماي ۱۷۵۰ درجه آب مي‌شود.[۳]

بنتونيت (گل سرشوي)

حباب ساز جاگل بابل

 

گل سرشوي داراي آب مكي، چسبناكي، شكل پزيري و باد كردن بالا است، زيرا مونت موريلونيت آب مكنده در آن بسيار زياد است. در سراميك سازي كاربرد دارد. بنتونيت كاليومي دو تا سه برابر وزن خود و بانتونيت ناتريومي شش تا هفت برابر وزن خود آب مي‌مكد. مونت موريلونيت montmorilonit چون دو لايه اتم sI دارد، بيش از كااولي نيت آب مي‌مكد و دوبرابر آن يون مي‌سازد. خاك رس مونت موريلونيت، نازكي پولك‌هايش يك هزارم ميكرون و درازاي پان‌ها ۱۰۰ تا ۳۰۰ هزارم ميكرون است. آب مكندگي براي بانتونيت ناتريومي ۶ تا ۷ برابر وزنش و براي گونهٔ كلسيمي ۲ تا ۳ برابر وزنش است. بانتونيت يا گل سرشو را از زمان باستان در ايران مي‌شناختند، در برگ گل مي‌خواباندند و با آن سر و تن مي‌شستند. سعدي مي‌گويد: گلي خوشبوي در حمام روزي رسيد از دست محبوبي به دستم بگفتا من گلي ناچيز بودم وليكن مدتي با گل نشستم... بانتونيت براي چسبناك كردن ماسهٔ ريخته گري و پوشش گرافيتي درون تشت‌هاي فلز گدازي و رنگ گيري روغنهاي معدني، سفيد كردن شيرهٔ سياه، ساختن كرم‌هاي آرايشي و داروسازي، صاف كردن آب آشاميدني، سركه، پرداخت كردن و جلا دادن فلزها، ساختن مغز خودكار، ساختن آجر نسوز، در كندن چاههاي نفت و ... كاربرد دارد. بانتونيت را براي آب بندي كردن هم بكار مي‌برند؛ كه پس ا مكيدن آب و گل شدن، باد مي‌كند و جاهاي خالي آن پر مي‌شوند و ديگر آب در ريزه سوراخهاي پر شده اش مانند كاهگل بام نشت نمي‌كند .[۴]

كاني‌هاي رس، آلومينيوم سيليكات‌هاي مركب هستند كه از دو واحد اصلي تشكيل شده‌اند:

چراغ قوه پليسي تلسكوپي

 

    ۱- چهاروجهي سيليس

    ۲- هشت‌وجهي آلومين

منابع

 

ASTM Standard C 242, 2001, Standard Terminology of Ceramic Whitewares and Related Products, ASTM International, West Conshohocken, PA, www.astm.org.

"اصول مهندسي ژئوتكنيك، جلد اول- مكانيك خاك" - براجا ام داس، ترجمه شاپور طاحوني

مصالح ساختمان/احمد حامي/چاپ و پخش دانشگاه تهران2042/چاپ هفدهم1384/ص 41

 

    مصالح ساختمان/احمد حامي/چاپ و پخش دانشگاه تهران2042/چاپ هفدهم1384/صص 41 و 42

 

    Das, Braja M.. Principles of geotechnical engineering, ۵th. ed, ۲۰۰۲.. ۱۹۴۱. شابك ۹۶۴-۶۹۰۴-۶۱-۰

كاني‌شناسي يكي از شاخه‌هاي زمين‌شناسي است كه به بررسي ويژگي‌هاي شيميايي، ساختار بلورين و ويژگيهاي فيزيكي كاني‌ها مي‌پردازد. پژوهش بر روي فرايندهاي پيدايش و نابودي كاني‌ها نيز در گستره بررسي‌هاي اين دانش قرار مي‌گيرد. تا سال ۲۰۰۴ (ميلادي)، بيش از ۴۰۰۰ گونه كاني توسط انجمن جهاني كاني‌شناسي (IMA) شناسايي شده است. از اين تعداد، ۱۵۰ كاني را مي‌توان جزو كاني‌هاي معمول و ۵۰ كاني را مي‌توان از كاني‌هاي تا اندازه‌اي كمياب به‌شمار آورد. بقيه آن‌ها، كاني‌هاي نادر يا بسيار كمياب هستند.

منابع

 

    Mineralogy. (2014, May 1). In Wikipedia, The Free Encyclopedia. Retrieved 10:41, July 20, 2014

 

پترولوژي (به انگليسي: Petrology) (از تركيب دو واژۀ يونانيِ «پِترا» به‌معني سنگ و «لوگوس» به‌معني مطالعه) يكي از شاخه‌هاي علم زمين‌شناسي است كه به مطالعۀ منشأ، تركيب، پراكندگي و ساختار سنگ‌ها مي‌پردازد.

پد اتو كشي

 

در گذشته، واژۀ ليتولوژي مترادف با پترولوژي گرفته مي‌شد، اما امروزه ليتولوژي بر ويژگي‌هاي سنگ در نمونۀ دستي و رخ‌نمونها تأكيد دارد. سنگ‌نگاري يا پتروگرافي نيز به مطالعۀ سنگ زيرِ ميكروسكوپ گفته مي‌شود و واژۀ پترولوژي نيز به مجموعِ اين دو اطلاق مي‌گردد.

صخره‌شناسي بخشي از زمين‌شناسي است كه به بررسي و پژوهش در خاستگاه ساختار، ويژگيها و تاريخ سنگ‌هاي لايه جامد زمين مي‌پردازد. سنگ‌شناسي داراي دو بخش عمده‌است:

 

    سنگ نگاري

    سنگزايي

سنگ از نظر زمين‌شناسان به ماده‌ي سازنده‌ي پوسته‌ و بخش جامد سست‌كره‌ي زمين گفته مي‌شود. سنگ‌ها از يك يا چند كاني درست شده‌اند و از نظر چگونگي پديد آمدن در سه گروه سنگ‌هاي آذرين، سنگ‌هاي رسوبي و سنگ‌هاي دگرگوني جاي مي‌گيرند. سنگ‌هاي آذرين از سرد شدن گدازه‌ي آتش‌فشان‌ها به وجود مي‌آيند. سنگ‌هاي رسوبي پيامد فرسايش سنگ‌ها و انباشته شدن رسوب‌ها در درياها هستند. هنگامي كه سنگي در فشار و گرماي زياد قرار گيرد، سنگ دگرگوني پديد مي‌آيد.

منبع: fa.wikipedia.org

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۰ مرداد ۱۳۹۵ساعت: ۱۲:۴۳:۴۸ توسط:صنايع دستي موضوع:

پختن در كوره مي‌چينند

ابزارهاي سفالگري

 

۱- سنگ گل‌فشاري تخته‌سنگ همواري است به طول يك متر و عرض نيم متر كه آن را به تركي «پالچوق‌باسَن» مي‌نامند. اين تخته‌سنگ در دست راست يا چپ سفالگر تعبيه شده و براي ورز دادن گل با دست به كار مي‌رود. به هنگام ورز دادن گل، هر چند گاه يك بار با كارتراش گل‌هاي چسبيده بر آن را مي‌تراشند.

 

۲- كارتراش كارتراش يا كَلتراش افزاري است براي تراشيدن گل چسبيده به سنگ گل‌فشاري يا زمين (به هنگام ورز دادن گل). اين افزار دو تكه دارد:

چيپس ساز خانگي

 

    الف - تيغه‌اي پهن و آهني و راست گوشه و تخت به طول پانزده سانتيمتر و عرض ده سانتيمتر كه از يك درازا در دسته چوبي كارتراش فرو برده شده‌است.

    ب - دسته چوبي استوانه‌اي به طول بيست سانتيمتر و از يك سو درازا در ميان شكافي به طول پانزده سانتيمتر دارد كه تيغهٔ كارتراش در آن جاي گرفته‌است.

 

۳- كاسهٔ لعابي: در سمت راست سفالگر در گودال كوچكي در نزديكي دستگاه يك كاسه لعابي را جاي داده و در آن آب ريخته‌اند. سفالگر هنگام كار، با آب اين كاسه دستهاي خود را تر مي‌كند تا گل به آن نچسبد و كار ساخت سفالينه به سهولت انجام پذيرد.

 

۴- سوزن «اينَه»: سوزني است به درازاي شش سانتيمتر با دسته‌اي كوتاه و چوبي به درازاي چهار سانتيمتر كه براي كارهايي همچون كم كردن گل، برش دادن و خط انداختن ظرف در حال ساخت به كار مي‌رود.

نماي كارگاه سفالگري - لالجين

عينك كوهنوردي

 

۵- تيماج: پاره‌چرمي است راست گوشه به درازاي ده سانتيمتر و پهناي دو سانتيمتر. سفالگر براي هموار كردن لبه سفالين آن را تا مي‌كند و انگشت‌هاي شست و نشاني خود بر لبه سفالينه چنان نگاه مي‌دارد كه يك بخش آن در درون سفالينه و بخش ديگر در بيرون جاي بگيرد. با چرخيدن دستها «تيماج» لبهٔ سفالينه را يكسان هموار مي‌كند. امروزه از قطعه تيوب دوچرخه براي اين كار استفاده مي‌كنند.

 

۶- مُشْتَه: افزاري است مسي، نازك و تخت، به طول هشت سانتيمتر و پهناي (در پهن‌ترين بخش) پنج سانتيمتر كه به شكل مثلي با گوشه هاي گرد است و آن را هنگام كار و چرخيدن دستگاه براي هموار شدن سطح بيروني سفالينه نگاه مي‌دارند تا ظاهر ظرف صاف شود.

۷- تراش: افزاري است آهني و تخت به درازاي پانزده سانتيمتر و عرض آن (در پهن‌ترين قسمت) سه سانتيمتر است (به شكل L ). اين افزار را در تراش دادن قسمت تحتاني سفالينه به كار مي‌برند. البته بنا به كاربرد در ظروف كوچك و بزرگ تراشهاي بزرگ تر و كوچك تر از اندازه مذكور نيز استفاده مي شود.

 

۸- چرخ: دستگاهي است كه از چند جزء تشكيل يافته و در يك محفظهٔ گلي - آجري (تقريباًبه شكل ميزي كه سه سوي آن بسته باشد ) جاي دارد. جديداً دستگاه چرخ كلاً از آهن ساخته مي‌شود و قابليت انتقال دارد.

 

سفالگر بر روي جايگاهي كه همچون نيمكتي كوچك در پشت چرخ تعبيه مي گردد، مي‌نشيند و بعد از چرخش چرخ، گلي را كه مي‌خواهد از آن سفالينه بسازد، بر روي صفحهٔ چرخ ميكوبد.

خريد سيم بكسل خودرو

 

اجزاء چرخ سفالگري عبارت است از:

 

        الف - يك صفحهٔ گرد آهني يا چوب گردو به كلفتي پنج سانتيمتر و قطر حدوداً بيست سانتيمتر كه گل را براي ساختن سفالينه روي آن مي‌گذارند. اين صفحه را «چرخ باشي» (سر چرخ) مي‌نامند.

        ب - يك صفحهٔ گرد ديگر از آهن يا چوب گردو به ضخامت هفت سانتيمتر و قطر حدوداً ۶۵ سانتيمتر كه از ميان آن يك چوب كلفت استوانه‌اي گذشته‌است. اين صفحه از سر چرخ حدود ۷۵ سانتيمتر فاصله دارد و سفالگر هنگام كار با يك پا به روي آن مي‌زند و چرخ را به گردش در مي‌آورد.

        ج - يك چوب استوانه‌اي به كلفتي چهار و به طول چهل سانتيمتر كه از ميان صفحه زيرين مي‌گذرد و بخش بزرگي از آن در بالاي اين صفحه و بخش كوچكي از آن در زير اين صفحه جاي دارد.

 

از ميان اين چوب يك ميله آهني به شرح زير مي‌گذرد.

 

        د - يك ميلهٔ آهني استوانه‌اي به طول يك متر كه از ميان چوب استوانه‌اي در «سرچرخ» فرو رفته و سر ديگر آن در يك بلبرينگ در درون زمين جاي دارد.

 

 

        ه - يك بلبرينگ كه در زمين جاي دارد و سر ميله آهني در آن مي‌گردد. پيش از اين بلبرينگ يك تكه چوب سخت بكار مي‌بردند. درون اين چوب را خالي مي‌كردند و در آن روغن چراغ مي‌ريختند تا ميله آهني به نرمي و آساني بچرخد.

        و - يك پاره چوب چهار بر و بلند كه دو سر آن به دو ديواره محفطه گلي فرو رفته و از زير سر چرخ مي‌گذرد و ميله آهني در يك فرو رفتگي هلالي كه در ميان آن است مي‌گردد. ميان اين چوب و سر چرخ و چوب استوانه‌اي (ج) اندكي فاصله‌است.

        ز- پاره چوب چهار بر پهن و و كوتاهي كه به ميان چوب (و) در جايي كه آن چوب فرو رفتگي دارد و ميله آهني از آن مي‌گذرد كوبيده شده‌است. ميل آهني از ميان چوبهاي (و) و (ز) مي‌گذرد.

 

پيوند دو صفحه گرد و ميله‌هاي چوبي و آهني چنان است كه هرگاه يكي از آنها را به حركت در آورند، تمام چرخ به حركت درمي‌آيد. حدوداً سه دهه قبل از اين چرخ سفالگري با ضربه كف پاي سفالگر به چرخش درمي‌آمد؛ اما امروزه با استفاده از دينامو و تسمه لاستيكي كه رابط اين دستگاه و صفحه آهنين است، چرخ را به چرخش درمي‌آورند.

 

۹- قالب: صفحه چوبي يا سفالي گرد به اندازه «سر چرخ» ولي كمي نازك‌تر. هنگام كار قالب را روي «سر چرخ» مي چسبانند و سفالينه هاي بزرگ (حدوداً به اندازه گلدان) را با قالب از روي سر چرخ بر مي‌دارند و كنار مي‌گذارند. سفالگر به تعداد زياد قالب دارند؛ زيرا براي ساختن هر سفالينه يك قالب لازم است.

 

۱۰- تخته: صفحه‌اي به ابعاد تقريبي ۳۰×۴۰ كه از اتصال چند تخته باريك (با پهناي حدوداً ۱۰ سانتيمتر) ساخته شده و براي جابه جايي سفالينه‌هاي كوچك به كار مي‌رود.

نحوهٔ سفالگري

 

نخست سفالگر پشت دستگاه روي يك صندلي يا چهار پايه چوبي يا يك سكوي كوچك مي‌نشيند و پاي راست خود را بر صفحه زيرين چرخ مي‌گذارد و با جنبشي چرخ را به گردش در مي‌آورد. سپس يكي از چانه‌هاي كله قندي گل را بر قالبي كه «روي سر چرخ» گذاشته شده‌است، مي‌گذرد و ديوارهٔ آن را با انگشتان دو دست آهسته آهسته به سوي پايين مي‌كشد و به روي قالب كه با آب تر كرده‌است مي‌چسباند. براي اينكه گل به قالب نچسبد پس از گذشتن آن كمي خاك نرم در ميان رويه قالب مي‌پاشد ولي بقيه رويه آن را با آب تر مي‌كند. اين خاك نرم نمي‌گذارد كه گل به قالب بچسبد و اگر بچسبد پس از خشك شدن شدن ترك بر مي‌دارد.

پد اتو كشي آيرون اكسپرس

 

پس از آنچه در بالا ياد شد، سفالگر با بالا بردن دو دست خود دركنار ديواره گل، آن را هموار و كم كم گلهاي زيادي را از آن جدا مي‌كند و رفته رفته به شكلي كه مي‌خواهد در مي‌آورد. براي خالي كردن درون گل و نازك كردن ديواره آن، شست دست چپ را در ميان آن مي‌گذارد و اندك اندك تا آنجا كه مي‌تواند فرو مي‌برد. دست راست او همواره به ديواره گل است تا نريزد. پس از اينكه گل به شكل ظرفي كه مي‌خواهد در آمد آن را با «مُشْتَه» هموار مي‌كند و گلهاي زيادي را در لبه ظرف گرد آمده‌است با سوزن مي‌گيرد و لبه ظرف را با «تيماج» به شرحي كه پيش از اين ياد شد هموار مي‌كند. دراين هنگام كار ساختمان ظرف، در يك مرحله به پايان رسيده‌است. آن را با قالب از روي چرخ بر مي‌دارد و در جايگاه سر پوشيده‌اي كه چند هواكش درسقف دارد و در جايگاه سر پوشيده‌اي كه چند هواكش درسقف دارد مي‌چيند. سفالينه دوازده ساعت در آنجا مي‌ماند تا اندكي خشك شود و پس از آن و با افزارهايي كه در بالا ياد شد مي‌تراشد و نقشهايي در آن پديد مي‌آورد.

 

پس از تراش، ظرف را يك شبانه روز در جايي از كارگاه كه آفتاب نمي‌تابد مي‌گذارند تا نتركد و سپس آن را براي خشك شدن، در آفتاب مي‌گذارند و پس از آنكه خشك شد به كوره مي‌برند و براي پختن در كوره مي‌چينند، پس از پختن، سفالينه را لعابكاري مي‌كنندو دوباره به كوره مي‌برند تا لعاب آن بپزد.

منبع: fa.wikipedia.org


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۰ مرداد ۱۳۹۵ساعت: ۱۲:۴۲:۲۱ توسط:صنايع دستي موضوع:

براي اين كه بدانند غلظت

كورهٔ سفالگري

كورهٔ سفالگري - لالجين

 

كوره‌هاي سفالگري از آجر ساخته شده، از دو قسمت تشكيل مي‌شود: قسمت پايين (تنوره) محل قرار گرفتن مشعل بزرگ آهني است و قسمت فوقاني محل چيده شدن ظروف سفالي است و معمولاً داراي چند رديف طاقچه‌است. در برخي از كوره‌ها به جاي اين طاقچه‌ها، از تيغه‌هاي سفالين كمك گرفته مي‌شود كه به داخل شيارهاي موجود در ديوار كوره فرو برده شده‌است. ظروف بر روي اين طاقچه‌ها يا تيغه‌ها چيده مي‌شوند تا آمادهٔ پختن گردند.

كورهٔ سفالگري - لالجين

پختن سفالينه

كيف موبايل تاچ پرس

 

پيش از آن كه كوره را روشن كنند استاد در كوره مي‌رود و شاگردان سفالينه‌هاي لعاب زده را يكي يكي به او مي‌دهند و او آنها را روي طاقچه‌ها مي‌چيند. استاد سفالينه‌ها را چنان مي‌چيند كه آنهائي را رنگ مشگي دارند به آتش نزديك تر و آنهايي كه رنگ زرد خورده‌اند از آتش دور تر باشد و نيز دقت مي‌كنند كه سفالينه‌ها از هم فاصله‌اي داشته باشند تا به هم نچسبند زيرا اگر هنگام پختن به هم بچسبند پس از آن از هم جدا نمي‌شوند. براي اين كه ظرف‌هاي بر هم چيده به هم نچسبد، سه شاخه‌اي سفالين به نام « سه پايه»( نگاه كنيد به شكل) به كار مي‌برند. شكل سه پايه‌ها گاهي كمي با هم فرق و بستگي به نوع سفالينه‌ها دارد. چون جاي سه پايه پس از پختن در ظرفها باقي مي‌ماند، براي پختن سيني وظرف سفاليني به نام « قابلمه» مي‌گذارند. اين كار دشوار است و جا و گرماي بيشتري مي‌خواهد ورنگ ظرفها را گران تر مي‌فروشند. كَعْبْ اين گونه ظرفها لعاب ندارد زيرا اگر لعاب داشته باشد به قابلمه مي‌چسبد و از آن جدا نمي‌شود. پس از چيدن همه ظرفها، كوره را روشن مي‌كنند و گرماي آن را كم كم بالا مي‌برند.

مانيكور و پديكور سالن شيپر

 

پس از آن كه ۱۰ ساعت از روشن كردن كوره گذشت، استاد چوبي را سوراخ در كوره به درون آن فرو مي‌برند، گرماي كوره اين چوب را شعله ور مي‌كند و او در روشنائي آن چوب، ظرفها را مي‌بيند. اگر لعاب آنها هموارو يكسان و درخشان باشد، رنگ را خوب و رسيده مي‌داند و اگر تار باشد گرماي كوره را بيشتر مي‌كند تا رنگ برسد. اگر در دادن گرما دقت نشود رنگ خراب مي‌شود و سفالينه بي ارزش خواهد شد. پس اين بخش از كوزه گري بسيار مهم است و به گفته استا د صادق، تمام هنر كوزه گري در همين جاست. پختن ظرفها دوازده تا چهارده ساعت به درازا مي‌كشد، پس از آن كوره را خاموش مي‌كنند و براي سردشدنش سوراخ بالاي آن را يك شبانه روز باز مي‌گذارند. سفالگران لالجين بشقاب، سيني، نمكدان، زير سيگاري، استكان، فنجان، كوزه آب، خمره‌هاي كوناگون و ديزي و …… مي‌سازند. براي اين كه لانجين كه ظرف بزرگ است سبك تر در آيد و زودتر بپزد به گل آن كاه الك كرده مي‌افزايند. لانجين را خام لعاب مي‌دهند وپس از لعاب دادن در كوره مي‌پزند. ديزي را از خاك سرخ مي‌سازند ولعاب به آن نمي‌زنند.

كوزه‌هاي آب هميشه بي لعاب ساخته مي‌شود. درون خمره‌هاي سركه و ترشي و مربا را لعاب مي‌زنند.

نحوهٔ ساخت لعاب در لالجين

موم موبر واندر وكس

 

سالها پيش سفالگران لالجين سه من قليا را (كه از سوزاندن گياه اشنان به دست مي‌آوردند) با دو من سنگ چخماق مخلوط كرده، تا حدود هزار درجه حرارت مي‌دادند تا نوعي شيشه (سيليكات) به وجود آيد. سپس اين ماده را خرد و آسياب مي‌كردند و يك من و نيم از آن را با يك من سنگ چخماق و نيم من بلور مخلوط كرده، آسياب مي‌كردند. به اين مخلوط اصطلاحاً يك پسسا (پستاهي سه مني) مي‌گفتند كه براي تهيهٔ انواع لعابها به كار مي‌رفت؛ به عنوان مثال براي ساخت لعاب فيروزه‌اي سه من از اين مخلوط را با دو من اكسيد قلع و نيم كيلو توفال (اكسيد) مس و پنج مثقال كبالت مخلوط كرده، آسياب مي‌كردند.[۲]

لعاب زدن سفالينه‌ها - لالجين

رنگهاي سفالگري

 

سفالگران لالجين رنگهاي زير را مي‌شناسند و براي لعاب دادن سفالهاي خود به كار مي‌برند:

 

رنگ سبز - براي درست كردن رنگ سبز ماده‌هاي زير را به كار مي‌برند:

 

۱- قليا - و آن گياهي است كه در شوره زار مي‌رويد. قلياي سفالگران بايد شيرين باشد. قلياي شور را در ساختن صابون به كار مي‌برند. قليا رادر كوره‌اي چنان مي‌سوزانند كه شعله ور نشود و به هم بچسبد و به رنگ سياه در آيد. هر بار قلياي سوخته را سفالگران شش تا هفت ريال مي‌خرند و آن را مي‌كوبند و نرم مي‌كنند.

 

۲-سنگ سفيد – سنگهاي سفيد را از بستر رودخانه‌هاي اطراف لالجين فراهم مي‌كنند و سفالگران آن را مي‌كوبند و خرد مي‌كنند.

 

۳- شيشه - ده من قليا و ده من سنگ سفيد را كوبيده را درهم مي‌كند و برخاكستر نرمي كه در پيرامون آتش كوره‌است مي‌ريزند تا آب شود. ماده‌اي كه از گداخته و در هم شدن قليا و سنگ به دست مي‌آيد « شيشه » مي‌نامند.

۴- سرب پخته - سه من را در تابه‌اي (توا) مي‌ريزند و آن تابه را در كوره مي‌گذارند.[۳] سرب كم كم آب مي‌شود و پس از آن كه تمام آن گداخته شد كمي كمتراز يك من قلع در آن مي‌اندارند تا پس از آب شدن با سرب آميخته گردد. بر روي اين همبسته گدازان چيزي مانند خاكستر پديدار مي‌شود كه آن را با سيخي به كنار تابه مي‌كشند و آن رفته رفته خود را مي‌گيرد و به رنگ زرد زرنيخي در مي‌آيد و اين كار چندان ادامه مي‌يابد كه تمام همبسته به همان صورت در آيد. ماده‌اي كه به اين روش در كنار تابه فراهم آمده بسيار داغ است و كمي قلع در آن مي‌اندازند تا به بينند جرقه‌اي از آن مي‌جهد يا نه. اگر جست مي‌گويند سرب پخته‌است و آن را آهسته آهسته در ظرفي به نام « چيقاوان» كه دو دسته چوبي مي‌گذارند تا خنك شود.

زير قابلمه اي Hotman

 

۵- مس سوخته - مقداري مس ( دَم قيچي) را بر خاكستر پيرامون آتش كوره مي‌ريزند تا بسوزد. از سوختن آن، ماده‌اي مانند خاكستر به دست مي‌آيد كه « مس سوخته» ناميده مي‌شود. ۶- لاجورد- مقداري لاجورد طبيعي را ( كه آن را لاجورد خارجي مي‌نامند) بر سنگي مي‌ريزند و سپس سنگ ديگري مي‌سايند و كم كم آب به آن مي‌افزايند تا به صورت آبگون در آيد.

 

۷- پستاهي - دو من شيشه ( نگاه كنيد به بالا)، دو من سرب پخته و يك من سنگ سفيد را درهم مي‌كنند و آن را در دستگاهي به نام اسياب بيرون مي‌آيد سفيد چركين است و آن را يك « معيار» يا يك « پستاهي» مي‌نامند.

 

ساختن رنگ سبز ۱۸۰ مثقال لاجورد در هم و در آسياب آميخته و نرم مي‌كنند. ماده آبگوني كه به دست مي‌آيد رنگ سبزي است كه مي‌خواهند ولي در اين هنگام سفيد و چركين است و سبزي ان پس از پخته شدن سفال در كوره پديدار مي‌شود. اين آبگون را از كنان مي‌گذارنند تا براي رنگ‌آميزي آماده شود.

 

رنگ زرد - دومن سنگ سفيد و دو من سرب پخته را باهم مي‌آمي‌زند و در « توا» مي‌ريزند وآن را در كوره مي‌گذارند تا به صورت خمير در آيد. سپس آن را با سيخي از « توا» بيرون مي‌آورند و در ظرف پر از آبي مي‌ريزند. چون اين آب سرد وآن خمير داغ است به زودي خمير در آب به صورت ماده‌اي خشك و پوك در مي‌آيد كه آن را مي‌كوبند در آسياب با آب نرم و آبگون مي‌كنند و از كتان مي‌گذارنند.

 

رنگ قهوه‌اي - يك پستاهي و نيم من ملغ[۴] كويبده در آسياب مي‌ريزند و با افزودن آب، آبگوني درست مي‌كنند و سپس آن را از كتان مي‌گذرانند. اگر « ملغ» بيش از نيم من باشد رنگ سياه و اگر كمتر باشد رنگ سركه‌اي از آن به دست مي‌آيد.

 

رنگ لاجوردي - هشت من سرب پخته و يك من قلع را در كوره آب مي‌كنند و مي‌گذارند سرد شود و سپس آن را مي‌كوبند و دو من از اين كوبيده را با يك من سنگ سفيد و دومن شيشه و ۳۶ مثقال لاجورد مي‌آمي‌زند و با آب در آسياب نرم مي‌كنند و آن را از كتان مي‌گذرانند. كوزه‌هاي ترشي و مربا با رنگهاي گوناگون.

لعاب‌كاري براي لعاب كاري ( رنگ لعابي دادن به سفالينه‌هاي كوچك، انها را در رنگي كه مي‌خواهند فرو مي‌برند تا همه جاي آنها از لعاب پوشيده شود و سپس رنگ كَعْبْ آنها را پاك مي‌كنند تا هنگام پختن كه سفالينه‌ها را روي هم مي‌چينند، به يكديگر نچسبند. براي لعاب كاري ظرفهاي بزرگ، رنگ را با كاسه كوچكي روي مي‌ريزند.

 

براي اين كه بدانند غلظت رنگ به اندازه‌است يا نه نخست يك سفالينه را در آن فرو مي‌برند و بيرون مي‌آورند و سپس با خراشيدن رنگي كه بر روي آن نشسته و ديدن قطر آن رنگ ميزان غلظت را در مي‌يابند. اگر غلظت زياد بود به اندازه لازم آب مي‌افزايند و اگر كم بود رنگ را در آفتاب يا نزديكي كوره مي‌گذارند تا اندكي از آن آب بخار شود. البته اين روش لعابكاري در ظرفهائي به كار مي‌رود كه سراسر آنها بايد يك رنگ باشد و نقش و نگار نداشته باشد. در لعاب كاري لانجين و كوزه كه هم بزرگ و هم كلفت هستند، لعابي از پستاهي و ۱۸۰ مثقال سرب پخته به كار مي‌برند و ماده ديگري به آن نمي‌افزايند.

منبع: fa.wikipedia.org

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۰ مرداد ۱۳۹۵ساعت: ۱۲:۴۱:۲۹ توسط:صنايع دستي موضوع:

قدمت سفالينه‌ها

در ايران قدمت سفالينه‌ها به بيش از ۱۰٬۰۰۰ سال مي‌رسد.

 

قديمي‌ترين چرخ سفالگري و كوره پخت سفال در جهان در شوش يافت شده‌است. همچنين قديمي‌ترين ظروف سفالي منقوش مربوط به ايران است

عينك كوهنوردي

 

«در اين محل (سيلك كاشان) ظروف سفالين قرمز رنگي نيز پيدا كرده‌اند كه از لحاظ صنعت نسبت به ظروف پيش تا حدي كامل‌تر به نظر مي‌آيد و معلوم مي‌شود كه آنها را در كوره‌هاي ابتدايي مي‌ساختند. در هزاره چهارم پيش از ميلاد مردم دشت‌نشين فلات ايران در كار زندگي پيشرفت بيشتري كردند. در قريه سيلك نموداري از آن وجود دارد، ساكنين اين محل ظروف سفالين ظريف مي‌ساختند و تصوير پرندگان و حيوانات وحشي را بر روي آن‌ها با رنگ سياه منقوش مي‌كردند و به تدريج اين ظروف شفاف‌تر و شكل آن‌ها منظم‌تر شد، از اين‌جا مي‌توان حدس زد كه مردم آن ناحيه جهت انجام اين عمل به اختراع چرخ نائل شده بودن، چرخ آن‌ها تخته باريكي بوده است كه بر زمين مي‌گذاشته‌اند و آن را با دست مي‌چرخاندند و به اين ترتيب به ظروف خود شكل زيباتري مي‌دادند.

چاقو كارتي

 

تاكنون شبيه اين‌گونه ظروف در هيچ‌يك از كشورهاي آن دوران به دست نيامده است. چنين مي‌توان نتيجه گرفت كه ايرانيان در اين صنعت سرآمد اقوام ديگر بودند و شايد اختراع مزبور ويژه آن‌ها باشد. از ظروف سفاليني كه در سيلك به دست آمده است تصاوير بز كوهي و اسب و خورشيد و همچنين اشكال هندسي فراوان ديده مي‌شود و از اين اكتشافات نتيجه مي‌گيريم كه با وجود آنكه آهن و مفرغ در تهيه آلات و ادوات گوناگون به كار مي‌رفته است صنايع كوزه‌گري و سفال‌سازي رونق خود را حفظ كرده است.»[۲]

 

كهنترين ظرفي كه در ايران يافت شده‌است، ظرف سياه دود آلوديست كه همانند قديمي‌ترين ظروف سفالي است كهن در جاهاي ديگر پيدا شده‌است. نخستين ظرفهاي سفالي كه با روش [] تاريخ آن بدست آمده و متعلق به هزارهً چهارم پيش از زايش مسيح است در ميانرودان يافت شده‌است. كهنترين سفالي كه در ايران يافت شده متعلق به همان دوره‌است. اين ظرف دست ساز نسبتاً ابتدايي به دنبال خود ظرفي سرخ با لكه‌هاي سياه ناشي از پخت ناقص داشت. پيشرفت فني در حرفه كوزه‌گري سبب بوجود آمدن سبك جديدي شد، اين سبك با تغييرات و وقفه‌هايي كه داشت بيش از ۲۰۰۰ سال در بعضي از مناطق فلات ايران دوام كرد.

 

از اوايل هزاره پيش از ميلاد ما شاهد ظرفهاي سفالي ساخته شده در فلات مركزي ايران در مناطق كوهستاني زاگرس هستيم. مانند تپه گيان و گودين تپه يا ظروف منقوش فارس و خوزستان در مناطق كوهستاني زاگرس ديده شده‌است. تنها دليل اين امر اين بوده‌است: از آنجايي كه زنان عمده‌ترين توليدكنندگان سفال بوده‌اند با ازدواج به قبايل متعلق به همسران خود مهاجرت كرده و به اين ترتيب تكنيك ساخت ظروف سفالي و تزيين آن را به مناطق ديگر منتقل مي‌كردند

دانگل HDMI براوو

 

لالِجين يكي از شهرهاي شهرستان بهار در استان همدان بوده، به عنوان مركز توليد سفال خاورميانه شناخته شده‌است. هشتاددرصد از جمعيت شهر لالجين به پيشهٔ سفالگري، سراميك‌كاري و شغلهاي وابسته همچون نقاشي سفالينه‌ها، بسته‌بندي، خريد و فروش محصولات سفالين ... اشتغال دارند.

وضعيت توليد صنايع دستي در اين شهر

لالجين از مراكز عمده ساخت سفال و سراميك ايران و جهان به شمار مي‌رود و محصولات هنرمندان آن علاوه بر شهرهاي دور و نزديك ايران به بسياري از كشورهاي ديگر صادر مي‌شود. سفالينه‌هاي ساخت لالجين بسيار متنوع است و انواع ظروف تزئيني و مصرفي را شامل مي‌گردد (كارگاه‌هايي كه در زمينه ساخت سفال و سراميك فعالند، طبق آمار اتحاديه صنف سفال و سراميك (آبان ۱۳۸۵) بالغ بر ۶۸۳ واحد است).در سالهاي اخير به علت تفاوت نسبي در عرضه و تقاضا و دشواري ساخت مصنوعات سفالين و نيز كاهش يا عدم كاربرد برخي از سفالينه‌ها تمايل به ساخت ظروف تزئيني بيشتر شده‌است و خطر نابودي، بعضي از شاخه‌هاي سفالگري را تهديد مي‌كند.

حلقه استند موبايل iRing

منبع: fa.wikipedia.org


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۰ مرداد ۱۳۹۵ساعت: ۱۲:۴۰:۲۳ توسط:صنايع دستي موضوع:

سفالهايي كه بنام شوش نخست

سُفالگري ساختن ظروف با گل است و به ظرف ساخته شده از اين طريق سفال مي‌گويند. از مشهورترين سفالينه‌ها مي‌توان به كوزه و پياله سفالين اشاره كرد. پيش از رواج شيشه سفالينه‌ها رايج‌ترين مظروفات بشر بودند. مرغوب‌ترين خاك در صنعت سفالگري خاك رس مي‌باشد كه به دليل وجود مقادير بالاي آهن در آن، به رنگ سرخ است. سفالگري از نخستين صنايع بشر مي‌باشد. خاستگاه آن را گر چه به درستي آشكار نيست ولي از روي يافته‌هاي كهن سرزمين باستاني سومر مي‌دانند و البته به تازگي كشف تمدن جيرفت ترديدهايي در مورد اين نظريه ايجاد كرده است/تمدن معروف به كنار صندل كه طبق آخرين كاوشها قدمت ان به شش هزار سال پيش مي‌دانندولوحي كه در جيرفت كشف شد براي مطالعه به آمريكا وفرانسه فرستاده شد كه توسط استادان شيكاگو و پاريس رمزگشايي شد كه نتايج نشان داد اين منطقه ۳۰۰ سال از خط نوشتاري تمدن شوش قديمي تر است.

قيمت سيم بكسل خودرو

 

ظرفهاي سفالي، شايد يكي از قديمي‌ترين ساخته‌هاي آدمي است.

 

انسان‌هاي اوليه از آن زمان كه به فكر ذخيرهٔ آب و غذا افتادند و به خاصيت چسبندگي و شكل گيري گل رس پي بردند ظرفهاي سفالي را به شكلهاي گوناگون ساختند.

 

با گذشت زمان و گسترش زندگي، سفالگري هم تكامل يافت. انسان‌هاي آفريننده با دستهايشان بر ظرفهاي گلي نقش و نگارهايي كشيدند و آنها را با رنگهاي گوناگون آراستند. هم اينك در نقاطي از ايران از جمله در: مند گناباد، لالجين همدان، ميبد يزد، شهرضاي اصفهان، زنوز آذربايجان، كلپورگان سيستان و بلوچستان، جويبار مازندران و سياهكل گيلان ظروف سفالين تهيه مي‌شود[نيازمند منبع].

چاقو تيز كن برقي

 

توليد وسايل و محصولات سفال و سراميك در هر يك از نقاط نامبرده با اختلافي اندك در نوع مواد اوليه، رنگ و طرح تهيه مي‌شود و به همين دليل محصولات هر ناحيه به خوبي قابل تشخيص از فراورده‌هاي ساير نقاط است.

ساختن ظروف سفال متعلق به زماني است كه انسان در دشت زندگي مي‌كرد و روستاي اوليه شكل گرفته‌است و يكجا نشيني بوده‌است. اين ظروف معمولاً براي نگهداري مواد غذايي ساخته شده‌است. ظروف سفالي خاصيت فاسدنشدني دارد؛ اما از سويي به دست آوردن اين ظروف، امكان تعبير و تفسير بخشهاي مهمي از زندگي انسانهاي اوليه را فراهم آورده‌است. مراحل ساخت و تحول ظروف سفالي عبارتند از:

 

    به وسيله دست (بدون چرخ سفالگري) كه به روشهاي مختلف از جمله فتيله‌اي ساخته مي‌شود.

    با چرخ سفالگري

    ساختن ظروف سفالي به شكل مجسمه يا حجم‌هاي تركيبي، يعني علاوه بر حفظ كاربري ظروف سفالي آنها را به شكل مجسمه‌هايي از حيوانات يا حجم‌هاي تركيبي، كه نشانه‌گر نوع نگرش آنها به جهان هستي است مي‌ساختند. مطالعه در مورد زمان آغاز و پيدايش خط بدون بررسي نقوش حك شده روي ظروف سفالي امكان‌پذير نبوده‌است. به ويژه ظروف مربوط به هزاره‌هاي ۵ و ۶ پيش از ميلاد در اين ميان نقش غيرقابل انكاري دارد.

دوربين شكاري روسي

 

واقع گرايي انسان اوليه در هنر از آغاز نقاشيهاي غار تا به تصوير كشيدن گياهان، حيوانات و انسان، بر روي ظروف سفالي تا آغاز خط و كتابت يك پروسهٔ طولاني است. تا زماني كه سفالگري دست ساز بوده‌است. ديد واقع گرايانه به نقوش حكمفرما است. يعني خط تصوير نگار علي‌رغم آغاز شدن از بين‌النهرين كه از مصر با هيروگليف به اوج رسيده‌است. روند تحول نقوش روي سفال كه نهايتاً به اختراع خط انديشه‌نگار يا انديشه‌نگاشت مي‌انجامد. روندي چند هزار ساله‌است كه تا پيش از هزاره پيش از ميلاد، يعني زمان سفالهاي دست ساز بوده‌است. از اوايل هزارهٔ دوم قبل از ميلاد نقوش روي سفالها علاوه بر اين كه مشاهدات را نشان دهد. با اشارات هم همراه بوده‌اند. از هزاره دوم پيش از ميلاد خط انديشه نگار شكل گرفته‌است. خطي كه رمزآلود است، خلاصه‌تر است و سريع تر نوشته مي‌شود.

سفالگري در شوش

 

در شش هزار سال پيش از ميلاد اولين نشانه پيدايش كوره پخت درصنعت سفال ديده مي‌شود و در سه هزار و پانصد سال پيش از ميلاد چرخ سفالگري ساده‌اي كه با دست حركت مي‌كرد ساخته شد. پيدايش چرخ سفالگري تحوّل بزرگي را درين صنعت بوجود آورد.

كرم موبر

 

از آغاز نيمه سده گذشته باستان شناسان تعداد زيادي ظروف سفالي و اشياء ديگر در منطقه‌اي از مشرق ايران تا عراق و از قفقاز با دره سند را از زير خاك بيرون آوردند. سفالهاي پيش از تاريخ كه در اين منطقه وسيع يافت شده در شيوه و سبك ساختن تقريباً با مختصر تغيير يكنواخت و در سطح فني بطرز اعجاب انگيزي پيشرفته‌است. نخستين نمونه‌هاي آن از شوش در ايلام كه نخستين سكونت گاه ايرانيان در پاي فلات ايران بود بدست آمد. سفالهاي شوش نه تنها مربوط به خود شوش است بلكه سفالينه‌هايي كه از تپه موسيان در ۱۶۰ كيلومتري شوش و از سومر و تل حلف در عراق و از شمال غربي هندوستان و بلوچستان، يا از فلات ايران در تپه گيان و تپه حصار و تورنگ تپه و تپه سيلك، يا در بخش شرق تا آنائو كه امروز در تركستان روسيه‌است جزو طبقه سفالهاي شوش ناميده مي‌شود. سفالهايي كه بنام شوش نخست معروف است متعلق به زماني است كه از ۳۵۰۰ تا در حدود ۲۵۰۰ پيش از ميلاد مسيح مي‌باشد. در اينجا بايد متذكر شد كه مردماني با تمدن نوسنگي نيز در ايالت كانسوي چين پيدا شدند و ظروف سفالي آنها ويژگي‌هايي همانند ظروف سفالي شوش از لحاظ روش و فن توليد دارد.

منبع: fa.wikipedia.org


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۰ مرداد ۱۳۹۵ساعت: ۱۲:۳۹:۲۲ توسط:صنايع دستي موضوع:

سيم يا داس

جمعي از هنرمندان لالجيني به نقاشي بر روي سفالينه‌ها اشتغال دارند. نقاشي بر روي سفال به دو شكل است:

 

    الف) كار با رنگهاي پلاستيكي و روغني

    ب) استفاده از رنگدانه هاي معدني كه بعد از پخت سفالينه هاي منقوش در كوره، نقش و نگارها ثابت خواهندبود. نقاشي با رنگهاي قابل پخت، به چند روش است كه مي توان از آن جمله به نقاشي زيرلعابي و رولعابي اشاره كرد.

موزن ميكروتاچ سوييچ بليد

 

در چند سال اخير روشي براي تزئين سفالينه هاي اين شهر ابداع شده كه اصطلاحاً مينايي يا برجسته ناميده مي شود. امروزه با ابداع اين روش، توجه هنرمندان لالجيني به جنبهٔهنري در نقاشي سفالينه‌ها بيشتر شده است.

يك نمونه قالي بافت لالجين

زنان قالي باف-لالجين

 

فرشبافي نيز در زمرهٔ صنايع دستي اين شهر قرار دارد. البته فرشهاي بافت لالجين و شهرها و روستاهاي مجاور را نمي‌توان از لحاظ كيفيت و كميت با مناطقي كه در اين صنعت معروفند، مقايسه كرد. پيش از اين بافت گليم و جاجيم نيز در اين شهر رايج بود؛ اما متأسفانه اين دو صنعت تقريباً به فراموشي سپرده شده‌است.

زغال جادويي مجيك فاير

 

شركت سهامي ظروف

تأسيس شركت سهامي ظروف لالجين نتيجهٔ تلاش حاج‌محمودزيرك از اهالي همدان بوده‌است (در حدود سالهاي ۱۳۲۰ تا ۱۳۴۲). شركت سهامي در مهر سال ۱۳۱۵ گشايش يافت و پايه‌گذار آن مرحوم حاج‌محمدجوادزيرك بود. اين شركت تا سال ۱۳۴۲ فروش سفال لالجين را در انحصار داشته‌است و سفالگراني كه در بيرون از شركت كار مي‌كرده‌اند، مي‌بايست محصولات كارگاه‌هاي خود را به اين شركت تحويل مي‌دادند تا پس از درجه‌بندي به فروش برسد. پس از مرگ محمدجوادزيرك سرپرستي شركت به فرزندش حسين زيرك سپرده شد.

مرحوم محمدجوادزيرك خدماتي ارزنده براي مردم لالجين داشته است؛ از جمله حفر كاريزها كه تا چند سال پيش جاري بودند. از ديگر خدمات وي مي‌توان به تغيير دادن نوع سوخت كوره‌هاي سفال‌پزي يعني نفت سياه به جاي بوته‌هاي خار اشاره كرد كه در حدود سالهاي ۲۵-۱۳۲۴ انجام پذيرفت. پيش از آن سفالگران انبوه بوته‌هاي خار را از بيابانهاي اطراف لالجين گرد مي‌آوردند يا از ديگران مي‌خريدند و با آن كوره‌ها را مشتعل مي‌ساختند. بنا بر اين پخت سفالينه‌ها پرمشقت بود و معمولاً بخشي از وقت سفالگران را مي‌گرفت. سفالگران با پذيرفتن سوخت جديد به جاي خار و خاشاك، به هنگام پخت ظروف سفالينه‌ها نزديك كوره مي‌نشستند و با كاسه‌اي كوچك نفت سياه را اندك اندك به آتشدان كوره‌ها مي‌پاشيدند؛ تا زماني كه ظروف كاملاً پخته شوند. پس از جايگزيني نفت سفيد، كار پخت سفالينه‌ها آسان‌تر و پاكيزه‌تر شد. مرحوم زيرك بر آن بود كه كارگاه‌هاي سفال‌سازي را به بيرون از شهر (سه‌راهي دهنجرد) منتقل كند؛ اما با مخالفت خان مواجه شد و به مقصود خود دست نيافت.

چگونگي تهيهٔ گل سفالگري

شاگردان كارگاه سفال - لالجين

دستبند پاوربالانس

 

خاك مورد نياز ساخت سفالينه‌ها را از زمينهاي اطراف روستاي دستجرد تهيه كرده، با كاميون به كارگاه‌هاي سفالگري يا محلهاي مخصوص ساخت گل منتقل مي‌كنند.[۱] اين خاك را كه به صورت كلوخهاي بزرگ و كوچك است، با وسايل مخصوص برقي يا به صورت ابتدايي با تخماق چوبي مي‌كوبند و پس از آنكه ريز شد، داخل تغارهاي بزرگ آهنين يا بشكهٔ معمولي با آب مخلوط مي‌كنند و با بيلي آن را به هم مي‌زنند تا به صورت دو غاب گل يا «لُوا» در آيد. و پس از آن دوغاب گل را از الك - كه در گوشهٔ حوضي به عمق تقريبي 30 سانتيمتر قرار مي‌گيرد -مي‌گذرانند تا خاشاك و سنگ‌ريزه‌ها را از آن جدا كنند. وقتي حوض پر شد، چند روز آن را به همان حال رها مي‌كنند تا اندكي سفت شود. سپس با چوبي بلند خطوطي متقاطع (شطرنجي) به عمق چند سانتيمتر بر روي گل ايجاد مي‌كنند. چندي بعد گل داخل حوض از محل ترسيم خطوط، ترك مي‌خورد و به شكل خشتهايي ضخيم درمي‌آيد. اين خشتها را به داخل كارگاه حمل كرده، در اتاقي به نام «تُرپاقْدان» (خاكدان) انبار مي‌كنند

قسمتي از خاك كوبيده را نيز جهت پاشيدن به زير گل (به هنگام ورز دادن با پا يا دست) غربال كرده، در خاكدان كارگاه انبار مي‌كنند.

دستگاه تصفيه آب سرشيري آريا

 

ورز دادن گل

 

يك يا دو نفر گل را (با سيم يا داس) در تكه‌هايي نسبتاً بزرگ (لپه)از تودهٔ گلِ انبارشده، جدا مي‌كنند و نخست با پا آن را ورز مي‌دهند. هر بار آن را نخست پهن كناكرده با رهٔ كف پا لگد مي‌كنند و سپس آن را جمع كرده دوباره به همين ترتيب ورز مي‌دهند. اين كار تا زماني كه گل كاملاً آماده شود، تكرار مي‌گردد و ممكن است تا هفت يا هشت بار انجام گيرد. آنگاه لپه را به تكه‌هاي كوچك‌تر مي‌برند و آن را با دست ورز مي‌دهند و تقريباً به شكل كله‌قندهاي كوچك درمي‌آورند. به اين كله‌قندها اصطلاحاً چونه(گؤننه) مي‌گويند. اين گل براي ساخت سفال آمادهٔ است.

منبع: fa.wikipedia.org


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۰ مرداد ۱۳۹۵ساعت: ۱۲:۳۸:۱۹ توسط:صنايع دستي موضوع:

نمدبافي

نمدبافي

در ميان عشاير خراسان، صنعت نمد مالي از رونق فراواني برخوردار است و دو مركز اصلي توليد آن، شهرهاي مشهد و قوچان هستند.

 

گليم بافي

در ميان عشاير و روستاييان خراسان، گليم بافي به عنوان يك فعاليت خانگي معمول است. مناطق عمده گليم بافي در استان خراسان، شهرستان‌هاي مشهد، قوچان و شيروان است

جا كنترلي رو مبلي

 

پوستين دوزي

يكي از صنايع مهم استان خراسان پوستين دوزي است. در شمال استان، سردي هوا موجبات پيدايش و گسترش اين صنعت را فراهم آورده است. پوستين دوزي درميان عشاير كوچ نشين استان از اهميت به سزايي برخوردار است.

 

فيروزه تراشي

شهرستان نيشابور كه به شهر فيروزه شهرت دارد، داراي كاني‌هاي ارزشمندي از فيروزه مي‌باشد كه از بيش از ۲۰۰۰ سال پيش بهره برداري مي‌شده‌است. فيروزه تراشي يكي از پيشه‌هاي قديمي در استان خراسان است. و مراكز تراش فيروزه به فراواني در بخش‌هاي گردشگري نيشابور و مشهد ديده مي‌شود. اشكال پيكاني و مسطح از جمله تراش‌هايي است كه طرفداران فراوان دارد. فيروزه يكي از ره‌آورد‌هاي مهم استان خراسان است و بازار پررونقي نه تنها در استان، بلكه در سطح كشور دارد.

كلاه كپ با طرح تهران

 

سفالگري

يكي از صنايع دستي مهم در ايران سفالگري است كه در شهرهاي حاشيه كوير ايران از موقعيت مناسبي برخوردار است. مركز اصلي اين صنعت در استان خراسان، در شهرستان گناباد به ويژه روستاي مند است.از جمله مهم‌ترين توليدات اين صنعت انواع گلدان و ظروف سفالي است.

سبد و حصير بافي

يكي از صنايع دستي مهم و پردازشي كه با هزينه بسيار ناچيز، ساخته‌هايي را مي‌آفرينند، سبد و حصير بافي است. مواد اوليه اين توليدات، كاه و شاخه‌هاي نازك درختان است و مركز اصلي آن روستاهاي اطراف طرقبه در استان خراسان مي‌باشد. به دليلهم چنين خاصيت انعطاف پذيري آن زياد مي‌باشد. صنايع ظريف حصير بافي، در ميان مسافريني كه به اين استان سفر مي‌كنند و هم چنين اهالي منطقه، جايگاه ويژه‌اي دارد.

هنرهاي تزئيني عبارتي جاافتاده براي شماري از هنرها و صنعت‌ها براي ساخت آثار زينتي يا كاربردي است كه دامنهٔ وسيعي از مواد از جمله سراميك، چوب، شيشه، فلز، منسوجات و غيره را شامل مي‌شوند. اين حوزه سراميك‌ها (سفالينه‌ها، ظروف چيني، و غيره)، شيشه‌آلات، مبلمان، اثاث خانه، و طراحي داخلي (اما معمولاً نه معماري) را شامل مي‌شود.

بهترين ريمل حجم دهنده

 

هنرهاي تزئيني معمولاً در مقابل هنرهاي زيبا، شامل نقاشي، عكاسي، و مجسمه‌هاي بزرگ كه هيچ كاربردي به جز نگاه شدن ندارند، قرار داده مي‌شود. برخي ميان هنرهاي تزئيني و هنرهاي زيبا بر پايهٔ كاربرد، هدف تعيين‌شده، اهميت، جايگاه منحصربه‌فرد اثر، يا تك‌هنرمندي بودنشان تمايز قائل مي‌شوند. آثار هنرهاي تزئيني، يا اثاث خانه، مي‌توانند ثابت باشند (براي نمونه، كاغذديواري)، يا متحرك باشند (مانند، آباژور). هنر كاربردي، هنر تزئيني را شامل مي‌شود اما بعلاوه، طراحي گرافيك و ديگر رده‌ها همچون طراحي صنعتي (كه ممكن است با هنرهاي تزئيني تلاقي پيدا كند) را هم در بر مي‌گيرد. به طور كلي عبارت هنرهاي تزئيني چندان براي آثار معاصر كه «طراحي» خوانده مي‌شوند، به كار نمي‌رود. در تاريخ هنر، عبارت هنرهاي فرعي اغلب براي هنرهاي تزئيني استفاده مي‌شده است.

ملاقه فانتزي طرح دايناسور

منبع: fa.wikipedia.org


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۰ مرداد ۱۳۹۵ساعت: ۱۲:۳۶:۵۸ توسط:صنايع دستي موضوع:

سيني قليان

صنايع دستي نوعي كار است كه در آن لوازم تزئيني و كاربردي تنها با استفاده از دست يا ابزار ساده ساخته مي‌شود. معمولاً اين كلمه به روشهاي سنتي ساختن كالاها اطلاق مي‌گردد. استادكاري مخصوص هر يك از اين موارد مهم‌ترين ملاك است. چنين چيزهايي اغلب از لحاظ فرهنگي و يا مذهبي فوق العاده هستند. لوازمي كه بصورت توليد انبوه و يا با ماشين آلات مختلف ساخته مي‌شوند جزء صنايع دستي نيستند.

چراغ قوه پليسي تلسكوپي

 

آنچه مقولهٔ صنايع دستي را از هنر كاردستي متمايز مي‌سازد، هدف از ساخته آنهاست. صنايع دستي لوازمي هستند كه قرار است مورد استفاده قرار گرفته و كهنه، پوسيده و غيره شوند. مورد استفاده آنها بيش از يك تزئين ساده‌است. صنايع دستي اغلب كارهاي فرهنگي و رسومي تري تلقي مي‌شوند زيرا به عنوان بخشي از ملزومات زندگي روزمره مطرح هستند. درحالي كه هنر و كاردستي بيشتر يك فعاليت سرگرمي گونه و يك ارائه بي نقص از يك تكنيك خلاقيت است. از جنبه‌هاي عملي انواع مختلف صنايع دستي به دليل شباهت مورد استفاده همپوشاني زيادي دارند.

 

۱۰ ژوئن روز جهاني صنايع دستي است.

 

در ايران سازمان ميراث فرهنگي متولي اين بخش هنري مي‌باشد. صنايع دستي معروف ايراني:

 

گليم، فرش، گبه، قلمزني، شيشه گري، منبت كاري، مينا كاري، سفال، چوب

 

در حال حاضر پايتخت صنايع دستي ايران شهر اصفهان مي باشد

توليدات هنري نقش پر اهميتي در اقتصاد استان‌هاي شمال شرقي ايران (خراسان شمالي، جنوبي و رضوي) دارند. قالي‌بافي، ابريشم‌كشي، شعربافي، نمدبافي، پوستين‌دوزي، سنگ‌تراشي و قلم‌زني روي سنگ، فيروزه‌تراشي، سفال‌گري، سبد و حصيربافي از جمله توليدات اين استان هستند. انواع ديگر توليدات دستي شامل چارق، گيوه، فراورده‌هاي چوبي و فلزي، نقاشي روي چرم و غيره مي‌باشند.

سنگ تراشي يا حجاري يكي از صنايع وفنون كهن ايران است .

چسب جادويي گريپز

 

صنعت گران سنگ تراش از قديم با تراش سنگ‌هاي كوه بعضي ابزار واشياء واسباب خانه وسايل آييني وزينتي مي ساختند وروي انها استادان قلم زن نقش هايي مي انداختند. سنگ تراشي وقلم زني از قديم به هم وابسته بوده و سنگ تراشان وقلم زنان با يكديگر در پديد اوردن اشياي سنگي همكاري مي كردند. مشهد يكي از شهر هايي است كه هنر سنگتراشي آن زبان زد خاص و عام است كه هم اكنون كارگاههاي زيادي به اين امر اشتغال دارند. مهمترين مواد مصرف سنگ تراشان مشهد انواع مختلف سنگ نظير سنگ مرمر، سنگ نسوز، سنگ سياه، سنگ زرد، سنگ سبزو...مي باشد كه صرف نظراز سنگ سبز بقيه از معادن استان خراسان تامين مي شوند. مصرف سنگ سياه به علت ارزاني ونقش پذيري، زياد بوده، ولي سنگ سبز كرمان به علت گراني ونياز به صرف وقت زياد جهت توليد محصول مصرف كمتري دارد. قلم زني- مراحل كار طرح اندازي:اشياي سنگي را تراش داده وصيقلي كرده سپس رويه سنگ‌ها رارنگ روغني سياه مي زنند .

ربات خورشيدي

 

پس از خشك شدن رنگ، طرح اوليه نقش‌هاي مرد نظر رابا قلم‌هاي فلزي نوك مدادي روي سنگ درمي آورند . زمينه برداري: پس از طرح پردازي روي اشياء، سطوح بيروني خطوط طرح را با قلم مي كنند وبر مي دارند تا خطوط ونقش‌ها به صورت برجسته نمايان گردد . سايه زدن :پس از زمينه برداري روي نقش‌ها سايه مي زنند وگل وبوته‌ها را باسايه هايي كه مي زنند تزيين مي كنند. ابزار كار:برس رنگ كاري، قلم فلزي ساده، قلم آجداربراي نقش كندن، پرگار، خط كش، گونيا وتقه كه نوعي چكش است. انواع نقش‌ها : استادان مشهدي نقش‌هاي مختلفي را بر روي اشياء سنگي مي اندازند كه معروف ترين آن‌ها عبارتند از:گل شاه عباسي، گل مرغي، گل ريز، ترنج، خطي، كاروان، چهره، دهان ازدري، شكارگاه، نقوش اسليمي ونقش رورو كه بيشتر در حاشيه استفاده مي شود.

درب توري مجيك مش

 

دست ساخت‌هاي سنگي عمده‌ترين اشياء سنگي كه در مشهد ساخته وقلم زني مي‌شود عبارتند از: كاسه، بشقاب، ديگ (هركاره)، سماورواسباب چاي خوري، سيني قليان، سرمه دان، كشكول وغيره

منبع: fa.wikipedia.org


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۰ مرداد ۱۳۹۵ساعت: ۱۲:۳۶:۰۱ توسط:صنايع دستي موضوع:

زير نظر دكتر صادق كيا معاون وزارت فرهنگ و هنر

مدت كار استادكار و كارگران

 

سفالگران لالجين معمولاً روزي ده الي دوازده ساعت كار مي‌كنند.

 

كارگران سفالگري به دسته زير بخش مي‌شوند: ۱- چرخكار- چرخكار پشت چرخ سفالگري مي‌نشيند و چنانكه در بالا شرح داده شد از گل خام، سفالينه مي‌سازد.

 

۲- گل‌مال - گل‌مال در قسمتي از كارگاه موسوم به « ترپاق دان» كار مي‌كند و كار او ورز دادن گل خام است.

سايبان آفتابگير ماشين

 

۳- پادو- پادو كارگر خردسالي است كه كارهاي كوچك گوناگون را در كارگاه انجام مي‌دهد. در هر كارگاه معمولاً دو چرخكار، دو گل‌مال و يك پادو كار مي‌كنند.

ريتون سفالي اثر محمود صفري‌روشن

اساتيد برجستهٔ سفالگري لالجين

 

در لالجين حدوداً هزار كارگاه سفالگري داير است و بيش از دوهزار استاد سفالگر در اين شهر در كار ساخت سفال دارد (به غير از كساني كه به عللي همچون پيري يا تغيير شغل به اين كار اشتغال ندارند). افرادي كه نامشان در اين مقاله آمده، به عنوان نمونه از اساتيد درگذشته و زندهٔ اين هنر-صنعت ذكر شده اند.

 

    محسن خشوعي فرزند محمدعلي (در زمينهٔ سفال)

    نصرالله خشوعي فرزند محمدعلي (در زمينهٔ سفال)

    نصرت خشوعي فرزند محمدعلي (در زمينهٔ سفال)

    محمود صفري‌روشن فرزند ابراهيم (در زمينهٔ لعاب، كتيبهٔ سفالي و مجسمه) [۱]

    صادق عظيمي (در زمينهٔ سفال و لعاب)

    فيض الله عظيمي (در زمينهٔ سفال)

    ابراهيم نادري فرزند غلام (در زمينهٔ سفال)

    اسماعيل نادري فرزند غلام (در زمينهٔ سفال)

    عسگر عسگري فرزند عربعلي(مسن‌ترين سفالگر لالجين كه در ساخت خمره‌هاي بزرگ سفالي مهارت دارد.)[۲]

    غلام راهپي (در زمينهٔ سفال)

    حسن ايوبي فرزند ايوب (در زمينهٔ سفال)

    ناصر خليلي‌فرد فرزند محمدآقا (در زمينهٔ سفال و لعاب)

    نباتعلي نباتي‌مصلح (در زمينهٔ ساخت انواع كاشي سفالين)

    نبي بهمني فرزند بهمن (جزو معدود سفالگران لالجين كه در ساخت خمره‌هاي بزرگ سفالي مهارت دارد.)

    يعقوبعلي فرزام (در زمينهٔ سفال و لعاب)

    فرامرز رضايي قانع (در زمينهٔ سفال)

ساعت دستبندي ال اي دي

 

جلوه‌هاي سفال در فرهنگ عامه

 

يكي از مسائل عجيب در مورد سفال لالجين آن است كه با وجود سابقه چند صد ساله سفالگري در اين شهر، بوميان اين ناحيه در گذشته هيچ شعري در زمينه سفالگري يا در ارتباط با آن نسروده‌اند يا حداقل نويسنده اين مطالب (علي رغم پرس و جو و تحقيق) چنين اشعاري را نديده‌است و به‌ندرت مي‌توان چند ضرب المثل مربوط به سفالگري و ظروف سفالين يافت (به زبان تركي)؛ مثلاً: «كؤزه‌چي سينيق كؤزه‌دن سو ايچَر». كوزه‌گر از كوزه شكسته آب مي‌خورد.

 

«كؤزه سو يولونده سينَر». كوزه سرانجام در راه (آوردن) آب خواهد شكست (بعضي جانشان را بر سر كارشان مي‌گذارند).

 

«چؤلمك گزر، قاپاقوني تاپر». ديزي مي‌گردد و درِ مناسب خودش را پيدا مي‌كند (كبوتر با كبوتر باز با باز كند همجنس با همجنس پرواز).

 

«چؤرگي سؤرفه‌ده گؤرؤب، سووي كؤزه ده». نان را در سفره ديده و آب را در كوزه. -يا «گؤني باجه ده گؤرؤب‌دي سووي كؤزه ده». آفتاب را از روزن بام ديده‌است و آب را در كوزه (در مورد كسي گفته مي‌شود كه نازپرورده‌است).

 

كؤزه تازه‌ليقده سووي سووق ساخلر. كوزه فقط وقتي نو است، آب را خنك نگه مي‌دارد (هر چيز تازه‌اش خوب است).

 

-در زمينه قصه‌هاي قديمي مربوط به اين ديار، مي‌توان به حكايت فوت كوزه‌گري اشاره كرد كه مشهور است و ديگري حكايت ذيل:

خريد كيف لوازم آرايش

 

پيرمردي دو داماد داشت كه يكي از آنها برزگر بود و ديگري با سفالگري، چرخ زندگي را مي‌گرداند. روزي تصميم گرفت به آنان سري بزند. پس به خانه برزگر رفت و بعد از سلام و احوالپرسي از اوضاع كار و بار او جويا شد. دامادش گفت: الحمدلله؛ اما خدا كند باران ببارد؛ و گرنه زراعت امسال تعريفي نخواهد داشت. پيرمرد بعد از مدتي استراحت برخاست و علي‌رغم اصرار داماد و دخترش از آنها خداحافظي كرد و به خانه داماد ديگرش رفت. آنجا نيز بعد از خوش و بش كردن و پذيرايي دخترش، صحبت به وضعيت كار سفالگر كشيد. او گفت: شكر؛ اما خدا كند باران نبارد؛ و گر نه اين روزها كه فرصت مناسب كسب و كار است، از دست خواهد رفت. پيرمرد با شنيدن اين حرف، متحير ماند كه از خدا چه بخواهد؛ باران ببارد يا نه؟ وقتي به خانه‌اش برگشت، همسرش با ديدن قيافه پيرمرد، نگران شد و پرسيد: چه شده؟ حال فرزندانمان خوب بود؟ پيرمرد سرش را بلند كرد و جواب داد: چه بگويم زن! چه باران ببارد و چه نبارد، كارمان زار است.

كتابشناسي سفال لالجين

 

    توسعه خوشه سفال و سراميك لالجين، شركت شهرك‌هاي صنعتي استان همدان و سازمان توسعه صنعتي ملل متحد، مهندس قاسمي، 1387

    بررسي مسائل صنعت سفالگري در ايران مورد بررسي مسائل صنعت سفالگري لالجين همدان، مختار مهدي‌زاده، ۱۳۶۳

    پژوهش در خصوص هنر سفالگري لالجين همدان، ۱۳۷۲

    تكنيك و فرهنگ سفالينه لالجين، عباسعلي رسولي، ۱۳۷۵

    طرح نهايي كانون سفالگري در لالجين، محمدرضا صدفي- جواد ميرشكرايي، ۱۳۵۲

    سفالينه‌هاي لالجين(پايان نامه فوق ليسانس)، فروغ جاويد، دانشكده هنرهاي زيبا، تهران، ۱۳۵۲

    سفالگري لالجين همدان (پايان نامه ليسانس)، حسين رشيديان حصاري، دانشكده ادبيات و علوم انساني، تهران، ۱۳۴۹

    سفالگري در لالجين، اصغر كريمي، هنر و مردم (دوره جديد، ش.۱۳)

    كوزه گران لالجين (پايان نامه فوق ليسانس)، رضا هاشمي، دانشكده هنرهاي زيبا، تهران، ۱۳۴۹

    لعاب، كاشي، سفال، ع.شروه و م. انوشفر، تهران، ۱۳۶۳

    پژوهش در خصوص هنر سفالگري لالجين همدان، مؤلف؟ ۱۳۷۲

توضيحات

 

صديق، مصطفي. كريمي، اصغر. "سفالگري در لالجين"

لعاب، كاشي، سفال، ع.شروه

۱-توا ظرفي ضخيم و معمولاً از جنس سفال به شكل بيضي است با ابعاد تقريبي يك متر در شصت سانتيمتر و ديواره‌اي به ارتفاع پنج سانتيمتر. البته تابه پخت سرب ثابت است و در داخل كوره اي كوچك قرار دارد.

 

    ملغ يا مقل عنوان محلي مغن يا همان اكسيد منگنز است كه در تركيب بعضي از لعابها به كار مي‌رود.

دسته بازي موبايل

 

منابع

 

    صديق، مصطفي. كريمي، اصغر. "سفالگري در لالجين". مجله هنر و مردم، دوره ۳، ش ۳۰ (فروردين۱۳۴۴)

 

زير نظر دكتر صادق كيا معاون وزارت فرهنگ و هنر

 

    لعاب، كاشي، سفال، ع.شروه و م. انوشفر، تهران، ۱۳۶۳

منبع: fa.wikipedia.org


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۰ مرداد ۱۳۹۵ساعت: ۱۲:۳۵:۰۶ توسط:صنايع دستي موضوع:

ترصيع كاري

فلزكاري دوره مغول در ايران (نيمه قرن 13 تا قرن 15)

فلزكاري ايراني دوره مغول داراي تزييناتي است كه شبيه كارهاي مكتب موصل و كارهاي مماليك سوريه و مصر است. ولي در ضمن از نظر اسلوب كار داراي خصائصي است كه آنها را مي توان مخصوص ايران دانست. بعضي از اين اشياء داراي نوشته ايست كه القاب و گاهي نام سلاطين مغول در آن ديده مي شود.

آبكش سينك جادويي

 

سه كره برنزي مرصع با طلا و نقره كه بدون شك متعلق به دوره مغول است، در مجموعه هراري در قاهره موجود است و نام سلطان اولجايتو محمد خدابنده (1316-1304 ميلادي/716-704 هجري) روي آن منقوش است و تركيبي از تعبيرات تزييني ايراني و سوريه روي آن ديده مي شود.

 

يك طشت برنجي بزرگ را كه با نقره ترصيع شده (تصوير 1) و در موزه متروپوليتن است مي توان به اوايل قرن 14 نسبت داد. تزيين داخل طشت عبارتست از يك عده مناطقي كه از يك مركز واحد منشعب شده و داخل اين مناطق تصوير اشخاص ايستاده كه جام و تير و كمان به دست دارند و تصوير ساز زن و مطرب و مناظر شكار و تصوير شاهزادگان بر تخت نشسته و حيوانات و پرندگان ديده مي شود. تا مدتي اين طشت را از كارهاي دوره مماليك تصور مي كردند. در بعضي از مناطق نامبرده اشكال تزييني نباتي طبيعي ديده مي شود كه طراحي آنها بيشتر ايراني است تا مملوكي. تصاوير متعدد عقاب و ابوالهول نشانه آن است كه اين ظرف ساخت ايران است، زيرا اين نقوش در كارهاي دوره مماليك كمتر ديده مي شود.

در كارهاي نيمه دوم قرن 14 صفات و خصائص فلزكاري مغولي ايران بيشتر و بهتر ظاهر مي شود. چندين قطعه تاريخ دار وجود دارد كه از روي آنها مي توان قطعات ديگر را طبقه بندي كرد. شمعداني در مجموعه هراري وجود دارد كه با اشكال نباتي طبيعي تزيين شده و نوشته روي آن نشان مي دهد كه اين شمعدان كار محمد الدين شيرازي است كه در تاريخ 771 هجري (1360 ميلادي) ساخته شده است.

دوربين مدار بسته داخل خودرو

 

در مجموعه موزه متروپوليتن چندين جعبه و شمعدان متعلق به نيمه دوم قرن 14 ميلادي( نيمه دوم قرن 8 هجري) وجود دارد. بعضي از آنها كه از لحاظ طراحي و طرز ساخت پست ترند متعلق به اواخر آن قرن، يعني دوره تيموري هستند.

 

يك گروه مهم فلزكاري مغولي دوم قرن 14 شامل كاسه ترصيع شده با طلا و نقره است كه از حيث كار و جنس، درجات مختلف دارند. اغلب آنها با تصاوير اشخاص و منظره زندگي درباري و مهماني در باغ و بازي چوگان تزيين شده اند. بهترين آنها در مجموعه هراري قاهره و گالري والترز در بالتيمور است. تصاوير رسمي و خارج از طبيعت است و اغلب دراز كشيده شده (تصوير2) و نظاير آنها در مينياتور هاي اواخر دوره مغول ديده مي شود. اغلب تصاوير كلاه كلاقندي بسر دارند و اين نوع كلاه در مينياتور هاي ديوان خطي خواجوي كرماني مورخ 1396 ميلادي (799 هجري) كه در موزه بريتانيا محفوظ است ديده مي شود.

جواهرات دوره مغول نسبتا نادر است. يك نمونه موجود انگشتري است (تصوير 3) كه تاريخ آن حدود 1400 ميلادي ( 803 هجري) بايد باشد و در موزه متروپوليتن محفوظ است. اين انگشتر به شكل سر اژدها به سبك چيني تزيين و طرح نباتي كتيبه و تعبيرات مخصوص اواخر دوره مغول و اوايل عصر تيموري تزيين شده است.

فلزكاري دوره صفوي در ايران:

 

ترصيع كاري اشياء برنجي كه در قرن 15 رو به انحطاط رفته بود، در دوره صفوي مجددا رونق گرفت. ظروف مسي اغلب سفيد گري مي شد تا به شكل نقره جلوه كند و آهن و فولاد نيز در ساختن ظروف به كار مي رفت. تزيينات اين دوره نشانه تغيير ذوق و سليقه زمان است. يك نمونه از آثار قرن 16 يك كاسه مسي است در موزه متروپوليتن كه به اشكال نباتي برجسته تزيين شده است. روي آن نام سازنده يعني امامي حلبي كه بزرگ پيشه وران بود و تاريخ 942 هجري(6-1535 ميلادي) ديده مي شود. كاسه ديگري در موزه متروپوليتن موجود است كه داراي طرح تزييني دوره صفوي است و تاريخ آن 1010 هجري (2-1601 ميلادي) و نام صاحب آن محمود خان روي آن نقش گرديده است.

طراحي ناخن سالن اكسپرس

 

شمعدان هاي برنجي دوره صفوي را كه طرح تزييني آنها برجسته يا حكاكي شده است، به شكل ستون ساخته اند. يكي از اين ها(تصوير4) كه در مجموعه موزه متروپوليتن است تاريخش 986 هجري(9-1578 ميلادي) است. نوشته و كتيبه هاي اينگونه شمعدانها معمولا از شعر فارسي شمع و پروانه نقل شده و تزيين آنها عبارتست از طرح هاي نباتي و طوماري كه معمولا كليه سطح شمعدانها را فرا گرفته و گاهي در مناطق جدا جدا كشيده شده است.

فلزكاران دوره صفوي در استعمال آن و فولاد مهارت بسيار پيدا كردند و قطعات بسيار عالي ساختند كه از نظر فني از كارهاي دوره هاي قبل به هيچ وجه پست تر نيست. اشياء فولادي از قبيل كمربند و لوحه و نشان و غيره داراي تزيينات تو باز است كه گاهي با نقره يا طلا ترصيع شده است. طرح تزييني اين ها در هر مورد بسيار عالي است. يكي از كمربند هاي موجود در موزه توپقاپوسراي نام شاه اسماعيل اول و تاريخ 913 هجري(1507 ميلادي)را دارد.

سنگ پا برقي

 

بهترين و زيباترين نوع فلزكاري دوره صفوي از تصاوير روي مينياتور هاي قرن شانزدهم معلوم مي شود. از اين اشياء فقط عده معدودي باقيمانده كه فعلا در موزه توپقاپو سراي استانبول محفوظ هستند و از جمله بطري هاي نقره است كه تزيينات مرصع روي آن به كار رفته و بعضي ها با جواهرات و سنگهاي قيمتي مانند ياقوت و فيروزه و زمرد زينت يافته اند. معروف است كه اين ذخاير و نفايس محفوظ در استانبول جزو غنائمي بود كه سلطان سليم در جنگ با شاه اسماعيل صفوي در سال 1514 ميلادي (920 هجري) به دست آورد. فلزكاري ايراني قرن 17 و 18 به همان سبك و طرح ادامه دارد.

darnia.ir

 منبع: كتاب راهنماي صنايع اسلامي/ موريس اسون ديماند؛ مترجم:عبدالله فريار

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۱۰ مرداد ۱۳۹۵ساعت: ۱۲:۳۳:۵۸ توسط:صنايع دستي موضوع: